|
... واسه دل خودم مینویسم ...
|
" شــب آرزوهاا شــب اجابــت است "
همه جا پُر از فرشته است.
از كنارت كه رد ميشوند، ميفهمي؟
اسمت را كه صدا ميزنند، ميشنوي؟
دستشان را كه روي شانهات ميگذارند، حس مي کني؟
راستي، حياط خلوت دلت را آب و جارو كردهاي؟
دعاهايت را آماده گذاشتهاي؟
آرزوهايت را مرور كردهاي؟
ميداني كه امشب به تو هم سر ميزنند؟
ميآيند و برايت سوغاتي ميآورند .
خدا كند يك هوا بزرگ شده باشي.
ميآيند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب ميپاشند.
ميآيند و توي دستشان دعاي مستجاب شده است.
مبادا بيايند و تو نباشي !
مبادا درِ دلت را بسته باشي!
مبادا در بزنند و تو نفهمي. مبادا...
كوچه دلت را چراغاني كن. دمِ در بنشين و منتظر باش.
فرشتهها ميآيند. فرشتهها حتماً ميآيند.
خدا آن سوتر منتظر است. مبادا كه فرشتههايت دست خالي برگردند.
