یه حسی رفته از قلبم که پشتم کوهی از درده
چجوری از دلم کندی که اون حس بَر نمی گرده ؟
 
نه دنبال یه تسکینم نه فکر کندن از این درد
تو دنیا با یه دردایی فقط باید مدارا کرد
 
از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی
 
از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی
 
چه روزایی که دلگیرم چه روزایی که آشفتم
اگه می بینی آرومم چون این درد رو پذیرفتم
 
یه حس غربتی دارم که از هر جمعی بی زارم
کنار هر کسی باشم همین تنهایی رو دارم
 
از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی
 
از تو برام خاطره موند از من یه دیوونگی
این حق ما بوده از تمام این زندگی
 

------------------------------------------------

من و شب..............................
و بغض و این اهنگ................
و دیوونـگی....................
...........................
ای خدا............
...............
........
....
.
+ | به قلم ®گلنوش

هرگز نگو خداحافظ !

...

خداحافظی با تو

سلام گفتن به در به دری هاست

و در آغوش کشیدن

تمام تنهایی ها،

ترس ها،

سرگشتگی ها...

...

هرگز نگو خداحافظ!

خداحافظی با تو،

منجمد شدن قلب هجده ساله ای ست

که نام تو را آواز می داد

به تپیدن های خود...

 ...

...

در الوداع هر دیدار

پی واژه ای می گردم

به جای خداحافظ،

تا با آن بباورانم به خود

که دوباره دیدنت محال نیست!

حرفی شبیه می بینمت،

تا بعد،

به امید دیدار...

حرفی که نجاتم دهد

از هراس دوباره ندیدن تو!

...

.....

به من ....

هرگز نگو خداحافظ...

+ | به قلم ®گلنوش